همه‌ی نوشته‌های آرتین

جملات کلیدی مصاحبه ی اخیر رابرت فورد آخرین سفیر آمریکا در سوریه با روزنامه الشرق الاوسط

- ایالات متحده سوریه را به ایران خواهد باخت و متحدان کرد خود را رها خواهد کرد.
- ما به سوریها [مخالفین سوری] امید واهی دادیم.
- رییس جمهور اسد برده است. او پیروز شده است و تصور می کند شاید در ده سال حتی کنترل کل کشور را بتواند در دست بگیرد.
- "رژیم" ممکن است زمانی را برای بازپس گیری درعا صرف کند. دیر یا زود او به سمت ادلب خواهد رفت. روسها به او کمک خواهند کرد و به قامشلی خواهند رفت تا با توافق با ایران و ترکیه کردها را شکست دهند.
- آمریکایی ها از کردها در مقابل اسد دفاع نخواهند کرد.
- آمریکا تنها از کردها علیه داعش استفاده می کند.
- آمریکا از سوریه عقب نشینی خواهد کرد همان گونه که از بیروت در 1983 و بعد از عراق عقب نشینی کرد.
- بازی تمام شده است. اکنون خیلی دیر شده است.
رابرت فورد
سفیر سایق ایالات متحده در سوریه
19-06-2017
پ.ن: رابرت فورد به همراه هیلاری کلینتون و جان مک کین بیشترین تلاش ها را از ابتدای بحران سوریه برای دخالت مستقیم ایالات متحده برای سرنگونی حکومت سوریه انجام دادند و از طریق جان کری به اوباما فشار زیادی برای همراهی وارد کردند که نهایتا نتیجه بخش نبود.
لینکهای مصاحبه برای مطالعه بیشتر:

https://english.aawsat.com/ibrahim-hamidi/interviews/ford-asharq-al-awsat-gave-syrians-false-hope

http://www.newsweek.com/us-military-kurds-lose-iran-syria-former-ambassador-627395

تاریخی که در ۷ ثانیه نابود شد!

فیلمی 7 ثانیه ای از انهدام مسجد نوری را نگاه میکنم و ابوبکر البغدادی نوجوان را در خیابان منتهی به حرم عسکریین شهر سامرا در حال بازی فوتبال با دوستانش تصور میکنم....
به یاد طلوع صبحی در سال 2006 می افتم که القاعده با بمبگذاری در حرم عسکریین، گنبد و گلدسته های این مسجد را تخریب کرد و صدها نمازگزار و زائر را به خاک و خون کشید....
به این فکر میکنم که ابومصعب الزرقاوی استاد مستقیم وی در افغانستان یا اساتید وی در دانشگاه بغداد طی حداقل 10 سال آموزش علوم اسلامی به وی تذکر نداده اند که مسجدی را نباید تخریب کرد، جز مسجد ضرار !
اما دیروز، در غروبی در سال 2017، داعش که در واقع بدنه اصلی همان القاعده عراق است، مسجدی که در آن اعلام خلافت کرده است را منهدم کرد...

چه شد داعش از النصره جدا شد تا هر دو آرزوی هرگونه خلافت را به گور ببرند؟
نمی خواهم بحث را طولانی کنم، تفکر داعش به زرقاوی و وهابیت نزدیک تر بود و تفکر النصره به سلفیت اخوانی و ترکیه و قطر.
هنوز دلیل اصلی جدا شدن داعش از النصره مشخص نشده است، شاید دوستان به کشمکش های حداقل یک ساله النصره و داعش به خصوص در حلب که روی دست دو طرف کشته نیز گذاشت اشاره کنند، اما اختلافات سطوح میدانی یقینا علت جدایی نیست.
آنها که داعش را پایه گذاری کرده اند مشخص هستند.... عربستان و قطر به صورت مستقیم و با عدم دخالت عامدانه آمریکا و غرب.
اما آنها که نقشی در جدا کردن زودهنگام داعش از القاعده سوریه داشتند، یقینا خود را نخواهند بخشید.
احتمالا آنها تصور کرده بودند که روند شکست های دولت سوریه که طی سالهای 2011 تا 2013 با شدت ادامه داشت، به زودی به سقوط اسد منجر خواهد شد و زمانش رسیده است که با تفکیک گروه های تحت امر خود، حتی در مقابل همپیمانان اسراتژیک نیز دست برتر را پیدا کنند.

شاید شنیده باشید جنگ ها برای جناح پیروز نعمت هستند، اما نه اگر بازنده هوش و ذکاوت داشته باشد.
داعش یا حتی النصره از این هوش و زکاوت برخوردار نبود که علیرغم شکست احتمالی، برای خود پیروزی بسازد.
بنیان فکری خلافتی شبه وهابی در عراق، از سال های دهه 90 میلادی یعنی حدود 25 سال پیش پایه گذاری شد و بنیان فکری سلفیت اخوانی در سوریه، بسیار دورتر و از سالهای دهه 30 میلادی یعنی حدود 80 سال پیش! گسترش اندک اندک این تفکرات در این سالیان دراز بود که باعث شد داعش 2 روزه تا بغداد پیش براند و القاعده سوریه چنین قدرتمند باشد.
اما ارمغان 3 سال حکومت داعش بر سرزمینی همچون عراق چه بوده؟ تا به حال دیده اید فردی بیطرف در مصاحبه با "هر رسانه ای" گفته باشد زندگی در خلافت داعش خوب بوده است؟ داعش تفکری که طی 25 سال در عراق برپا کرده بود را طی 3 سال یا شاید 5 ثانیه نابود کرد....

آمریکا با عدم جلوگیری از تشکیل داعش به امید درگیر شدن داعش با ایران، عملا عراق را ایرانی دیگر کرد... با قدرت عملی مرجعیت، لشکری از بسیجیان مردمی ...
عراق با پاکسازی موصل وارد فاز ترمیم خواهد شد؛ مناطق خاص دیگری جز قائم که عملا بلااستفاده است در دست داعش نمانده است.
عراق با جمعیتی نصف ایران، هم اندازه ایران درآمد نفتی (بدون تحریم بازگشت پولش یا اجبار به خرید از کشورهای محدود) دارد، به صورتی که طبق برآوردها حتی در زمان اوج درگیری با داعش، سرانه ارزش درآمد یک فرد عراقی با یک فرد ایرانی برابر بود.
در مناطق سنی نشین عملا هیچ چیز نمانده است. به جز فلوجه که با ورود زمینی حشد تا حد زیادی سالم ماند، شهرهایی مثل رمادی و موصل با شخم ائتلاف، عملا بالای 90 درصد تخریب داشته اند.
علیرغم این تخریب به علت ماهیت سنتی شغلها در عراق، مردم مجبورند برای کشاورزی یا دیگر شغل های سنتی به خانه های ویران خود بازگردند که طبیعتا بیم جذب دوباره آنها می رود.
و در این بحبوحه غرب که ضربه ای در پی ضربه ای وارد میکند، یک روز داعش، فردا اقلیم کردستان....
اگر عراق از این پیچ تاریخی بگذرد و همچون ایران دهه 50 و 60 موفق بیرون بیاید، شاید بتوان اولین دوره معاصری در تاریخ عراق را شاهد بود که این کشور درگیر بحران ها نباشد و مردمش آسوده زندگی کنند.

چهار برداشت از فیلم انهدام مناره حدباء

توان موشکی ایران و نگرانی‌ های آمریکا؛ تحلیل از سید رضا رفیعی دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل

ایران در دو دهه اخیر تلاش فراوانی در جهت توسعه و بهسازی موشکها و دقیق ‌تر کردن آنها به عمل آورده است. در حال حاضر قدرت موشکی یکی از اصلی ‌ترین عوامل بازدارنده در میان نیروهای مسلح این کشور در مقابل حمله خارجی به شمار می ‌رود. نوشتار زیر به تحلیل چرایی سرمایه ‌گذاری ایران بر روی موشکهای خود و توجه کمتر به نیروهای دیگر مثل نیروی هوایی می ‌پردازد.

پس از شکست عراق در آمریکا در جنگ اول خلیج فارس در 1991 میلادی و تضعیف شدید این کشور، ایران، تنها دشمنانی که ممکن بود به مرزهای آن حمله‌ور شود را آمریکا و در درجه بعد اسرائیل می‌دانست. به دلیل برتری هوایی آمریکا در جهان چه به لحاظ شمار هواپیماهای جنگی و چه به لحاظ به روز بودن و قدرت آن‌ها، نیروی هوایی ایران با همه سرمایه‌ گذاری‌هایی که ممکن بود بر روی آن صورت گیرد و با فرض دسترسی به بازارهای خرید جنگده‌ های پیشرفته باز هم قادر به مقابله با نیروی هوایی آمریکا نبود و چنانکه جنگ خلیج فارس درباره نیروی هوایی عراق نشان داد در صورت وقوع درگیری به سرعت از صحنه خارج می‌ شد. با از بین رفتن پوشش هوایی، واحدهای زرهی و زمینی نیز صرف نظر از اینکه در چه سطحی از فناوری قرار داشتند به شدت در مقابل حملات جنگنده‌ های آمریکایی آسیب‌ پذیر شده و کارایی خود را از دست می ‌دادند. مجموع این عوامل سبب گردیده بود که ایران برای سالیان دراز تلاش چندانی برای نوسازی ناوگان هوایی و زرهی خود صورت ندهد، به طوری که بیشتر جنگنده‌ های حال حاضر ایران همان هواپیماهایی هستند که در دهه 1350 شمسی توسط رژیم سابق از آمریکا خریداری شده ‌اند و امروزه در مقابل پرنده‌های نوین جنگی حرف چندانی برای گفتن ندارند. در عوض برای جبران این ضعف، ایران راه چاره را اتخاذ راهبرد جنگ نامتقارن و متناسب کردن سلاح‌ های خود با این راهبرد دیده است.

جنگ نامتقارن راهبردی است که در آن طرف ضعیف ‌تر که در حالت عادی در مقابل توان تسلیحاتی یا انسانی قدرت دیگر توان ایستادگی ندارد تلاش می ‌کند با اتخاذ راهکارهایی مانند حملات انتحاری، کار گذاشتن بمب‌های کنار جاده‌ای، حملات چریکی و مانند آنها به نقاط ضعف دشمن صدمه زده و او را از ادامه جنگ خسته و منصرف نماید. در راستای این راهبرد کلی، ایران همواره به دنبال توسعه سلاحهایی بوده است که در مقابل حملات جنگنده‌ های آمریکایی آسیب ‌پذیری کمتری داشته باشند و در عین حال دشمن نیز به آسانی نتواند حملات آنها را دفع کند. موشکهای مختلفی که ایران در سال‌های اخیر به تولید رسانده نمونه بارز چنین سلاحهایی محسوب می‌ شوند. این موشکها را می‌ توان از هر نقطه ‌ای در بیابان‌ و کوهستان شلیک کرد و پس از آن نیز سکوی پرتاب متحرک آن می‌ تواند برای در امان بودن از آتش متقابل دشمن به سرعت از محل دور شود، در حالیکه  بمباران شدن فرودگاه هایی که محل آنها به خوبی برای دشمن شناخته شده عملاً هر هواپیمایی را زمینگیر می ‌نماید. در جنگ 1991 خلیج فارس هواپیماهای نسبتاً جدید و فراوانی که عراق در طول سال‌های جنگ با ایران از کشورهای غربی و شرقی خریداری نموده بود به هیچ وجه توانایی مقابله با جنگنده ‌های برتر آمریکا و ائتلاف را نداشتند و پس از چند روز کاملا زمینگیر شده یا به فرمان صدام به ایران پناهنده شدند، در حالیکه این کشور علی‌ رغم حملات متعدد نیروهای تکاور و هوایی آمریکا به سکوهای پرتاب موشکش موفق شد تا پایان جنگ 88 فروند موشک اسکاد را به اسرائیل و عربستان شلیک نماید. درسهایی که از این جنگ گرفته شد مسئولین نظامی ایران را بر آن داشت تا به جای خرید هواپیماها و تانک‌های گران قیمت - که به علت تحریمها غالبا نیز در دسترس نبودند- بر توسعه نیروی موشکی تمرکز نمایند. موشکهایی که ایران در طول این سال‌ها تولید کرده بر فناوری و متخصصان داخلی تکیه دارند، به کارگیری آن‌ها نیازمند کمک مستشاری کشورهای فروشنده سلاح نیست و مهمتر از اینها آنکه دارای مختصات لازم برای جنگ با قدرتهای فرامنطقه‌ای و از جمله آمریکا هستند: برد این موشک‌ها بسیار زیاد است، شهرها و پایگاه های موشکی زیرزمینی در مقابل حملات هوایی دشمن بسیار مقاوم هستند، سکوهای پرتاب موشک قادر به انجام مأموریت از هر نقطه و سپس پنهان شدن در تونل های زیر کوه ‌ها می ‌باشند و رهگیری و ساقط کردن موشکها برای طرف مقابل بسیار دشوارتر از انهدام هواپیماها است.
به علاوه موشک‌های ایران بسیار دقیق هستند و این امر به آنها ارزش نظامی ویژه ‌ای بخشیده است. موشک‌های غیردقیق برای حمله به اهداف بزرگ نظیر شهرها مناسبند و بیش از آنکه ارزش مستقیم نظامی داشته باشند باعث ایجاد ترس در میان مردم غیرنظامی می‌شوند، اما موشکهای دقیق می‌ توانند اهدافی را که دارای اهمیت نظامی یا صنعتی هستند با دقت منهدم سازند. برای مثال عربستان در سال 1987 تعدادی موشک دانگ فنگ-3 از چین خریداری کرده است که با وجود توانایی حمل بیش از دو تن مواد منفجره و برد چند هزار کیلومتری، دایره‌ خطایی در حدود 300 متر دارند و از این رو در غیاب کلاهک‌های هسته ‌ای فاقد ارزش مستقیم نظامی هستند. گفته می‌شود که در سال‌های اخیر عربستان تعدادی موشک دانگ فنگ-21 را با دایره خطای تقریبا 30 متری به دست آورده است، با این وجود موشک‌های ایران هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ دقت بر موشک‌های عربستان برتری کامل دارند.

تحول دیگر در این زمینه دستیابی ایران به موشک‌های حامل ماهواره به مدار کره زمین است. به لحاظ فنی کشوری که دارای چنین توانی شود می ‌تواند موشک‌های نظامی با برد چندین هزار کیلومتر را نیز تولید نماید. باید به خاطر داشت که بسیاری از ماهواره‌ ها و کاوشگرهای آمریکا در دهه‌های گذشته توسط موشک‌های خانواده تیتان به فضا پرتاب شده ‌اند که در اصل موشک‌هایی نظامی محسوب می‌ شوند. بنابراین احتمالا برد موشکهای ایران در عمل بسیار بیشتر از 2000 کیلومتر اعلام شده برای موشکی مانند شهاب-3 است، لیکن بنا بر ملاحظات سیاسی فعلا تصمیمی بر اعلام این امر به صورت رسمی اتخاذ نشده است. این را نیز نباید فراموش کرد که تنها تعداد معدودی از کشورهای دنیا توانایی حمله به اهدافی ورای کشورهای همسایه خود را دارا هستند، چه رسد به اینکه آن اهداف چند هزار کیلومتر با مرزهای کشور حمله کننده فاصله داشته باشند.

اکنون با مرور مطالب بالا می‌توان دلیل حساسیت آمریکا بر توان موشکی ایران را فهمید. در صورت وقوع هر گونه درگیری نظامی ایران با آمریکا، کشور اخیر ضربات سنگینی را از جانب موشکهای ایران متحمل خواهد شد. سامانه‌ های دفاعی و ضدموشکی آمریکا توان شکار همه موشک‌های شلیک شده توسط ایران را ندارند و نابودی سکوها و مراکز پرتاب آنها نیز توسط حملات هوایی به سادگی میسر نیست. به خاطر همین آسیب ‌پذیری است که آمریکا از بابت قدرت موشک های ایران نگران است و به بهانه‌هایی چون امکان حمل سلاح اتمی توسط آنها سعی بر اعمال فشار بر ایران دارد.

پیوند مطلب:
http://iwstudies.com/?&fkeyid=&siteid=21074&pageid=32765&newsview=41090

راز حروف روى دیوارهای موصل

راز نوشتن حروف توسط داعش بر روى دیوار منازل در موصل بعد از آزادسازى محله هاى این شهر آشکار شد.
به گفته مردم این محله ها :

حرف "س"  مخفف "سیارة" یعنى این منزل داراى خودرو میباشد و بعد توسط داعش مجبور میشد براى جلوگیرى از پیشروى نیروهاى عراق، خودروى خود را در وسط کوچه پارک کند.

حرف "ن" مخفف "نصارى" یعنى صاحب این منزل مسیحى است.

حرف "م" مخفف "مرتد" یعنى صاحب این منزل مرتد است.

حرف "ر" مخفف "رافضى" یعنى صاحب این منزل شیعه است.

حرف "ت" مخفف "تحقیق" یعنى این منزل تحت بررسى است.

حرف "ح" مخفف "حضور" یعنى صاحب این منزل باید به اداره مربوطه مراجعه کند.

مقاله آقای حسن بهشتی پور تحلیلگر مسائل سیاسی در باره تغییرات مهم در ساختار قدرت در عربستان

تثبیت جناح تندرو در حاکمیت قبیله ای عربستان

به دستور سلمان پادشاه عربستان ، محمد بن نایف از مقام ولی عهدی کنار گذاشته شد و محمد بن سلمان پسر شاه سعودی به عنوان ولیعهد جدید انتخاب شد.

در این مورد شش نکته تحلیلی خبری قابل ذکر است. که توجه به انها می تواند تحلیل دقیق تری از اوضاع فعلی عربستان و تحولات آتی در این کشور به ما نشان دهد.

1- برکناری ولیعهد محمد بن نایف از سمت مهم وزارت کشور عربستان و نایب الرئیسی شورای وزیران نشان دهنده این واقعیت است که جنگ پنهان قدرت بین دو وزیر کشور و دفاع یعنی محمد بن نایف و محمد بن سلمان در نهایت به نفع پسر پادشان پایان یافت و اکنون همه سرنوشت عربستان در دست فرد جوانی است که فقط به پشتیبانی آمریکا توانست آینده قدرت در عربستان را به نفع خود تغییر دهد.

2- براساس گزارش خبرگزاری عربستان محمد بن سلمان برای جانشینی پدرش 31 رأی از شورای34 نفره بیعت مرکب از خاندان آل سعود را بدست آورد ه است .

3- به نظر می رسد عمده ترین چالش ولیعهد به این موضوع برمی گردد که طبق قانون نظام سلطنتی عربستان شاه باید یکی از فرزندان یا فرزند اصلح فرزندان پادشاه مؤسس (عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود) باشد علاوه بر این محمد بن سلمان ولیعهد جدید متولد ۳۱ اوت 1985 است یعنی تنها حدود یکماه دیگر 32 سالش تمام می شود . در نظام قبیله ای سیاسی عربستان که بر اساس ریش سفیدی اداره می شود . به قدرت رسیدن فرد جوانی در این سن تمام مناسبات سیاسی و عشیره ای گذشته را با چالش جدی روبرو می کند.

4- با حکم شاه عربستان؛ پسر عموی محمد بن نایف؛ شاهزاده عبدالعزیز بن سعود بن نایف به عنوان وزیر کشور جدید عربستان انتخاب شده است . این فرد با وجود آنکه از خانواده رقیب محمد بن سلمان است اما مناسبات خوبی با او و آمریکا دارد .

5- در واقع در آمریکا هم جناح نظامی در پنتاگون به تثبیت موقعیت محمد بن سلمان رای داد تا جنگ طلبی را در آینده منطقه تقویت کند . جناح امنیتی ها در آمریکا بویژه سازمان سیا به شدت از محمد بن نایف حمایت می کرد . محمد بن نایف که از ولیعهدی سلمان شاه عربستان برکنار شد ، سالها خودش و پدرش با دستگاه های امنیتی آمریکا کار کردند. در فوریه 2017 از سوی مایک پومپئو رئیس سازمان سیا ، عالی ترین نشان اطلاعاتی آمریکا (مدال جورج تنت) به محمد بن نایف اهدا شد. وی به عنوان نماد مبارزه با تروریسم از سوی نهادهای امنیتی آمریکا معرفی می شد .

6- با حکم سلمان بن عبد العزیز پادشاه عربستان سعودی شاهزاده بندر بن فیصل بن بندر بن عبد العزیر به عنوان معاون رئیس سازمان اطلاعات عمومی عربستان منصوب شد . بنابراین می توان گفت محمد بن سلمان ولیعهد جدید در راس مثلثی قرار گرفته است که در یک بالش عبدالعزیز بن سعود وزیرکشور جدید و در بال دیگرش بندر بن فیصل قرار دارد . این مثلث در سالهای آتی رهبری نظام عشیره ای و قبیله ای عربستان را برعهده خواهد داشت.

لحظه انهدام مناره حدباء در منطقه “موصل القدیم”

ویدیوی لحظه انفجار به صورت یقین مشخص میکند که داعش خود مسجد و مناره را تخریب کرده است.
چنین انفجار و رفتار سازه ای، ناشی از اصابت موشک یا بمباران هوایی نیست.