ما گرفتار نادانی خود شدیم!

ما گرفتار نادانی خود شدیم!

روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم. استاد سر کلاس آمد و می دانستیم که 10 سوال از تاریخ کشور ها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط یک سوال داد و رفت:
مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است ؟

از هر که پرسیدم، نمی دانست.
تقلب آزاد بود، چون ممتحنی نبود، اما براستی کسی نمی دانست.
همه 2 ساعت نوشتیم ،از صفات برجسته این مادر، از شمشیر زنیش ،از آشپزی برای سربازان از بر پا کردن خیمه ها در جنگ از عبادت هایش و......
استاد بعد 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت .

14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم در تابلو مقابل اسامی همه نوشته شده بود با خط درشت:« مردود!»

برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم. استاد آمد و گفت: 

کسی اعتراض دارد ؟
همه گفتیم: آری !
گفت :خوب، پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم : پاسخ صحیح چه بود استاد ؟ 

گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده؛ پاسخ صحیح « نمی دانم بود ».
همه 5 صفحه نوشته بودید، اما کسی شهامت نداشت بنویسد
« نمی دانم ».
ملتی که همه چیز می داند، ناآگاه است. بروید با کلمه زیبای «نمی دانم» آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد ........
ما گرفتار نادانی خود شدیم!

@payamkhooneh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.