دیانا ترانکو رهیافته آمریکایی

دیانا ترانکو

«دیانا ترانکو» که در خانواده ای مسیحی در ایالت تگزاس به دنیا آمده، به کار تبلیغ دین مسیحیت در کلیسا مشغول بوده است که ناگهان با دین اسلام آشنا می شود وی درباره خودش می گوید: «من در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدم. خانواده ای که برای اصول دینی اهمیت فراوانی قائل بود. همیشه دغدغه آشنایی با ادیان مختلف را در سر داشتم و به دنبال حقیقت معنویت بودم. در سن هجده سالگی تصمیم گرفتم از آمریکا به اروپا سفر کنم تا در اروپا خواسته هایم را دنبال نمایم. اما در آن سفر متوجه شدم که تفاوتی بین آمریکا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادیات هستند. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامی در ایران بود. آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم اما زمینه تحقیقات جدی تر و عمیق تری را پیدا نمی کردم». او در آمریکا فوق لیسانس ارتباطات می خوانده که با اوج گیری انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا را به قصد اروپا ترک می کند و پس از آن برای ادامه مطالعاتش درباره اسلام راهی ایران می شود و در شهر قم زندگی خود را آغاز می کند و سپس برای ادامه تحصیلات و تحقیقات راهی تهران می شود.

او می گوید: «همان زمان، انقلاب ایران باعث شده بود تا پیروان مسیحیان و به خصوص پاپ در گفت وگو با مسلمانان و به خصوص آیت الله خمینی باشند. در اروپا پاپ چند جلسه توجیهی را با چند تن از شیعیان ایرانی ترتیب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شرکت کردم. از پیامبر اسلام و راه او و راه پیامبران گذشته و اصول دینی به شکل مقایسه ای در اسلام و مسیحیت بحث ها را ادامه دادیم و حتی بحث ما به موضوع انقلاب ایران هم رسید. یادم هست آنجا مطرح شد که امام خمینی در ایران یک انقلاب مسلحانه نکرده بلکه این انقلاب از درون آدم ها و مردم شروع شده و ادامه پیدا کرده است».

«در مباحث امامت که پیش می رفتیم، من با یک نقطه اوج روبرو شدم و آن امام حسین (علیه السلام) بود. دائم موضوعات را با مسیحیت تطبیق می دادم. مثلاً به فداکاری و جانفشانی امام حسین (علیه السلام) که رسیدم آن را با رنج ها و سختی های مسیح تطبیق دادم. هر چه در موضوع امام حسین (علیه السلام) پیش می رفتم هیجانم برای دانستن این همه عظمت بیشتر می شد. امام حسین (علیه السلام) نقطه اصلی لحظات شگفت انگیز وجودم شد و با او متولد شدم. هر چه پیش می رفتم موضوعات جدی تر و جدیدتر گشوده می شدند. اول کاملاً گیر کرده بودم. من قبلاً در کلیسا مبلغ بودم. با نظام های تبلیغ آشنا بودم. با موضوعات اخلاقی و دینی انس داشتم اما در تمام آن موضوعات ابعاد عظمت عاشورا و امام حسین (علیه السلام) یک فضای متفاوتی را برای من گشود. فکر می کنم عاشورا حجت را برایم تمام کرد و تازه عمیق تر شروع به کنکاش کردم».

او در پاسخ به مسیر تحقیقش و رویارویی با موضوع امام حسین (علیه السلام) می گوید: «من در ایران سعی کردم در خیلی از مراسم مذهبی شرکت کنم و به طور جدی خودم را با هر مراسمی که برای امام حسین (علیه السلام) بود آشنا کردم. در کنار این مراسم آنچه برای من خیلی مهم بود، شناخت شخصیتی از امام حسین (علیه السلام) بود که نقش جهانی دارد. حرکت و اراده امام حسین (علیه السلام) برای احیا حقیقت بود. او همه چیز را فدا کرد تا اصل دین و حقیقت انسانیت بماند. در این موضوع ابعاد فکری و عقلی عجیبی نهفته است. مهمترین دلیل مسلمان شدن من هم همین بود. الگوها و راه هایی که در اسلام وجود دارد در مسیحیت نیست. مسیحیان معتقدند که مسیح، پسر خدا آمد و برای بخشوده شدن گناهان آنها کشته شد. موضوعاتی که در مسیحیت حل نشده است اسلام آنها را حل کرده است».

دیانا پس از مطالعه و تحقیق در سن بیست سالگی اسلام را به عنوان دین خود بر می گزیند و امروز نام او «هاجرحسینی» است. دیانای دیروز و هاجر امروز به عنوان یک مسیحی ای که شیعه امام حسین (علیه السلام) شده است درباره احساسش از سید الشهداء می گوید: «راستش نمی توانم به این سوال پاسخ بدهم. آیا شما می توانید اوج حقیقت را تعریف کنید؟ امام حسین (علیه السلام) اوج حقیقت است. وجهی عجیب از حقیقت انسانیت در عاشورا رقم خورده است. البته در هر ملیتی قهرمانانی هستند اما همه آنها یک بعدی اند. امام حسین (علیه السلام) ابعادی دارد که هر چقدر روی آن مطالعه و تحقیق کنید، تمام شدنی نیست. باور کنید که خیلی از این عظمت هنوز ناشناخته مانده است».

«رهیافته»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.