تحولات شمال سوریه و تبعات آن! ؛ عملیات رقه و ترکیب نیروهای عمل کننده!

طی هفته های گذشته تحولات شمال سوریه سرعت زیادی به خود گرفت و تا حدودی تکلیف سیطره این مناطق توسط قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای تعیین شد. #الباب سهم ترکیه شد و ارتش سوریه بدون هیچ درگیری یا رقابت خاصی با ترکیه، به سمت شرق پیشروی کرد تا به مواضع کردهای #SDF در حومه منبج رسید.
کردها هم برای جلوگیری از حمله ترکیه به منبج، با هماهنگی روسیه و امریکا، خطوط خود با #درع_الفرات را تحویل دادند.

در غرب #منبج ارتش سوریه و روسیه مستقر می شوند و در شمال منبج هم نیروهای امریکا. البته بعید است عناصر SDF کاملا عقب نشینی کنند، و این امر بیشتر تغییر پرچم است تا عقب نشینی SDF از غرب فرات.

این توافق، هم به نفع نظام سوریه و هم به نفع کردهاست که با این نوع توافقات با نظام سوریه، اعتبار و آینده خود را بیش از پیش تأمین میکنند و طرف های متعارض با خود را به حداقل می رسانند. همچنین از منافع و خدمات دولت از جمله برقراری ارتباط با شهرهای بزرگ مثل حلب و دمشق و ... جهت دریافت مواد غذایی و دارو و سایر احتیاجات خود و همچنین رفت و آمد به کانتون #کردی عفرین بهره مند می شود.

و  البته این شکل توافقات، بارزترین نشانه های حرکت به سمت پایان بحران سوریه است که با محوریت قدرت های فرامنطقه ای در حال انجام است. و بر خلاف ظاهر رسانه ای که نمایش داده می شود، نه تنها ارتباطات بین امریکا و روسیه قطع نشده، بلکه در هفته های اخیر شدت گرفته. و این چندان ارتباطی به #ترامپ و تمجید هایش از پوتین و روسیه ندارد. این اقتضای حرکت به سمت پایان بحران سوریه است. و تابعی از کلیت رابطه روسیه و امریکا نیست.

همانطور که از این ارتباطات و توافقات بر می آید، تحولات سوریه به شدت سیاسی شده؛ بنابراین عجیب نیست اگر روزی بشنویم کردها با ارتش سوریه برای عملیات مشترک رقه به توافق رسیده اند! توافقی که در اصل توافق بین امریکا و روسیه باشد. کردها به دلیل بافت عمدتا عرب رقه و طبقه و دیرالزور، مشروعیت چندانی برای تصرف این مناطق ندارند، و می دانند که قرار نیست در آینده، رقه یا دیرالزورِ عرب نشین بخشی از کردستان سوریه باشد. پس این تنها خواسته ای است که امریکا آن را طلب کرده، چون نیروی متحد دیگری به جز کردها برای پیشروی و نفوذ در سوریه ندارد.

و همین امر موجب می شود در آینده، صرف نظر از تحولات سیاسی، شاهد یک سری انتقام ها یا درگیری های قومی بین اعراب و اکراد باشیم.

عملیات رقه و ترکیب نیروهای عمل کننده!

بنابراین کردها نیاز دارند با ترکیب نیروهای غیر کردی کمی ائتلاف SDF را تلطیف کنند تا این نقصان برطرف شود، و ارتش سوریه می تواند یکی از گزینه های جدی باشد. چرا که گروه های عرب موجود در SDF هیچ جایگاهی در مقابل کردها ندارند. و شرکت گروه های خارج از SDF به دلیل نفوذ ترکیه با مخالفت #YPG مواجه می شود.

♦️ گروه YPG یا همان یگان های مدافع خلق کرد هم پیمان PKK ترکیه و جدایی طلب هستند. شاخه زنان آنها #YPJ نام دارد. ارتش ترکیه دشمن آنهاست و حزب دموکرات کردستان ( بارزانی ) هم با آنها خصومت دارد.

♦️ ائتلاف SDF یا همان نیروهای سوریه دموکراتیک – ائتلاف نظامی YPG با گروه های محلی معدود عرب است؛ که با هدف دفع بهانه ترکیه تشکیل شد و کماکان همان YPG و YPJ نیروی اصلی این اتحاد هستند.

البته ترکیه و امریکا چندان دست بسته هم نیستند. آنها برای تغییر موازنه در کردستان سوریه و کاهش یکه تازی YPG، به واسطه اقلیم کردستان عراق ( بارزانی ) دست پخت جدیدی به نام #پیشمرگه_روجاوا را تدارک دیده اند و از عراق به کردستان سوریه آورده تا در عملیات رقه و دیرالزور مشارکت دهند. اینها بخشی از آوارگان کردستان سوریه هستند که توسط ترکیه و بارزانی ها تجهیز و پشتیبانی شده اند؛ و صدالبته با چراغ سبز امریکا!

طبیعتا YPG مخالف ورود این گروه است و درگیری های اخیر در #سنجار عراق بین ایزدی های همپیمان PKK و YPG و پیشمرگه روجاوا هم مربوط به همین موضوع بود.

بهر حال این تعارضات کردهای سوریه و ترکیه وعراق از دیگر دلایلی است که می تواند منجر به گرایش YPG به سمت ارتش و دولت سوریه شود. که البته این تنها یک گزینه و احتمال است و قطعا تا جایی پیش می رود که منجر به خشم و قطع حمایت امریکا نشود. و به نظر آنها سعی دارند با دخیل کردن روسیه و نظام سوریه نهایت بهره گیری و امتیاز گیری از امریکا و سایرین را داشته باشند.

در نهایت، نتیجه این جدال به سیاست #امریکا برمی گردد و باید دید آیا امریکایی ها می توانند توازنی بین خواسته های ترکیه و YPG ایجاد کنند یا اینکه شاهد نفوذ و گرایش بیشتر کردها به روسیه و نظام سوریه در رقه و سایر مناطق خواهیم بود.

جهادرضا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.